|
|
|
|
|
به نام خالق زیبایی ها
مثل این که دوباره قسمت شد و اومدیم اینجا سید اشکان مدنی تعلیق خورد خیلی ناراحت شدم. یکی باید پیدا بشه حقمون رو از این ها بگیره
تا آخر ایستاده ایم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 2:56 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام آن که جان را فکرت آموخت
سلام ماه رمضان همه مبارک.انشاالله بتونیم امسال آدم بهتری نسبت به سال قبل باشیم.التماس دعا الحمدلله حالتون که خوبه مثل این که بعضی ها به جای ما نظر میدن.و افکارشون رو به اسم دیگران ......( وبلاگ پستو : یکشنبه) این جور که پستو نوشته مثل این که از همین امروز برخوردها شروع شده. خدا کنه به خیربگذره. اصلا نمیدونم چرا با دانشجوها برخورد میشه؟ما که اینقدر آروم و بی سر و صدا آسه میریم و فقط در حال کسب دانش در این محیط پر از دانش هستیم،چرا ... ؟ امسال مواظب بسیج باشین.(یاد آوری) امسال خیلی جالبه و البته بچه ها می تونن راحت درس بخونن و به حاشیه ها نپردازن و مسئولین هم محیط رو برای درس خوندن فراهم میکنن. دیگه نه انجمن اسلامی هست که هر هفته نشریه بده و جلسه بذاره که وقت بچه ها رو بگیره که نتوونن درس بخونن،نه شورای صنفی هست که دفتر بذاره برای نظرسنجی غذا که بچه ها کلی وقت بذارن که وایسن تو صف و نظرشون رو بدن. اگه به فکر باشن و یه فکری هم واسه کانون ها بکنن که وقت بچه ها رو نگیره دیگه همه بچه ها میرن سر درس و مشقشون و امسال هاروارد میاد التماس می کنه که در ازای یه پول قلنبه امتیاز دانشگاه رو از شاکسفورد بخره و دانشجوها تو تلویزیون بگن که از روش های هاروارد واسه درس خوندن استفاده کردن. چقدر عالی میشه. نظر شما چیه؟ راستی دیدین که نه به اون حد ظرفیت ها زیاد شده و نه رشته جدید گرفتن. آقای واعظیان امسال هم مثل سال گذشته با پیش بینی که کردن تعداد زیادی رو آواره کردن.میگن سال گذشته تعداد زیادی از اتاق های خوابگاه های پسران ۳ نفره و ۴ نفره و کمتر بوده ولی عده ی زیادی مجبور شدن خونه بگیرن. امسال هم همین طورشد.به تعداد زیادی خوابگاه ندادن و بچه هارو با این وضعیت خونه آواره کردن. حتما کلی هم به مدیریتشون افتخار میکنن. احتمال داره اسم یه تعدادی رو بعد از ثبت نام واسه خوابگاه اعلام کنن. هر چی میخواد بشه،بشه ما که تا آخر ایستاده ایم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:28 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
مهدی جان زودتر بیا که جهان منتظر عدالت توست. سلام. طبق آخرین اخبار آقای محمدیون همین روزا تشریف می برن.احتمالا آقای واعظیان هم همین طور. احتمال داره یکی از اساتید دانشکده ی شیمی جای آقای محمدیون رو بگیرن. نمی دانم چه خواهد شد؟ -------------------------------- ----- -------------- کسی ما را نمی پرسد ، کسی تنها یی ما را نمی گرید ،دلم در حسرت یک دست
،دلم در حسرت یک دوست ، دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده
است.کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی ، کدامین آشنا آیا به جشن
چلچراغ عشق دعوت می کند ما را ، واما تو حتی روزهای تلخ نامردی ، نگاهت
التیام دستهایت را دریغ از ما نمی کردی. من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم
گفت، من امشب با تمام کودکی هایم برایت اشک خوا هم ریخت. ای وطن -------------- ----- -------------- در هر صورت تا آخر ایستاده ایم. با عرض معذرت به خاطر نظرهای غیر اخلاقی نظرات ابتدا چک و سپس اضافه می شود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 22:30 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خالق زیبایی ها پيمان عارف دانشجوی كارشناسي ارشد حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران اخراج شد. دانشجویان اعتراض کردند رييس دانشگاه تهران با مدير عامل بانك تجارت ديدار وگفتگو كرد (سایت دانشگاه) بر پا خيز از جا كن بناي كاخ دشمن گراميداشت سالروز پيروزي رزمندگان حزب الله لبنان در دانشگاه تهران (سایت دانشگاه) انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود تعلیق شد برگزاری مراسم بزرگداشت روز کارمند و تقدیر از دانش آموزان ممتازدر دانشگاه صنعتی شاهرود(سایت دانشگاه) بازداشت ۷۰ دانشجو در يک سال گذشته بر گزاری مسابقات فوتسل کارمندی منطقه 4 دانشگاه های کشور در دانشگاه صنعتی شاهرود(سایت دانشگاه) چه بگویم؟ ولی همگان بدانند تا آخر ایستاده ایم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:2 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام شادی بخش جان ها امیدوارم حال همتون خوب باشه . امروز می خواستم چیزایی که این چند سال از بسیج و انجمن اسلامی دیدم رو از نظر خودم تحلیل کنم.البته قصد جسارت به هیچ یک از دوستان رو ندارم. از بسیج دانشگاه شروع می کنم در طول این مدت اتفاقات زیادی در این مجموعه افتاد . در کل جو بسیج دانشگاه طوریه که افراد رو تقریبا با هر دیدگاهی وارد اون جا میکنن و سعی می کنن اون جا تفکرات اون فرد رو به سمت خودشون سوق بدن.یکی دو سال اول هم اون شخص رو به هر صورت ممکن تحمل میکنن و کارهایی رو که از اون شخص سر می زنه و به نظر اون ها اشتباهه رو تحمل میکنن.بعد از این مدت یا شخص از خودشون می شه که در این حالت اون رو نگه میدارن و در غیر این صورت عذرش رو می خوان و انصافاً هم در جذب نیرو از همه ی گروه های موجود در دانشگاه بهتر عمل می کنن. در کل کار های خوبی هم انجام دادن ولی در خیلی از مواقع با تندروی هایی که می کنن و دستوراتی رو که بهشون داده می شه و مجبور هستن که انجام بدن کارشون رو خراب کردن. تصمیمات کلان اون ها در بیرون گرفته می شه و بهشون ابلاغ می شه.واقعاً شاهد بودم که افراد جزء در این مجموعه به هیچ وجه افکار و شخصیتی مثل سران انتسابی این مجموعه ندارن . البته گروه های دانشجویی مقابل بسیج هم در بعضی مواقع از همین حسن نیت این بچه ها سوء استفاده میکنه و بعضاً حرکاتی مشاهده میشه و حرف هایی شنیده می شه. قبل از آقای رضا پور که فردی بود که فقط به خاطر کنترل اوضاع و وخیم نشدن کار (البته به نظر من)به ریاست انتخاب شد آقای حاجیلو رییس بسیج بودن که علی رغم فعالیت های تندروانه و اشتباهاتی که انجام دادن به خاطر شخصیتشون که فکر می کنم جاه طلبی و غرورشون بهشون اجازه نمی داد که به حرف های بیرون از دانشگاه گوش بدن عزل شدن. سال گذشته بسیج فقط تجدید قوا کرد و کاملا منفعل نشون داد و کارشون از حد چند بیانیه فراتر نرفت. امسال طوری که کسی به فکرش هم نمیرسید آقای میکده (یکی از بچه های مکانیک 84) به سمت ریاست بسیج انتخاب شد در حالی که همه فکر میکردن افراد دیگری عهده دار این سمت بشوند. در هر حال این طور به نظرم میاد که امسال برنامه های زیادی برای ایجاد یک محیط بسیجی پسند در دانشگاه آماده کردن که ممکنه خطرناک هم باشه. در هر حال باید آماده باشیم. انجمن اسلامی چند سال پیش انجمن در دست بچه های متعادل و کسانی بود که باعث ایجاد وقفه ای در فعالیت های این نهاد دانشجویی شدند و همین امر باعث شد تعداد زیادی از بچه ها وارد فعالیت های انجمن نشوند و رو به جاهای دیگر بیاورند.بعد از این دوره که به نظرم کاری انجام ندادند (دوره های آقای جلیل نژاد و آقای باغدار و آقای شمشیری) و باعث ناآگاهی دانشجویان از فعالیت های انجمن شدند نوبت به انجمن های جدید رسید که البته به خاطر جریان هایی که دانشگاه به کمک بسیج و عناصری که هنوز متوجه نشدم چه کسانی بودند در زمان انتخابات راه انداختند ، چند مدتی تعطیل بود. بعد از این مدت آقای مدنی به عنوان رییس انجمن انتخاب شدن و انجمن جدید شکل گرفت. این انجمن فعالیت های خوبی انجام داد و باعث شد که ابتدا تعدادی از دانش جوها به طرف این نهاد کشبده شوند ولی بعد از مدتی نمی دانم به چه دلیل احساس شد که در بین اعضای انجمن اختلاف افتاده تا حدی که چند نفر از اعضای شورای مرکزی در جلسات این انجمن شرکت نمی کردند و چند نفر هم تلاششان را برای انجام وظایفشان به کار نمی بردند و دنبال کارهای دیگر راگرفتند و حتی در مواقعی صداقتشان را فدای فعالیت هایشان کردند و بدون این که متوجه باشند باعث شدند که چند نفری هم که فعال بودند تنها بمانند و نظر تعداد زیادی از بچه ها هم نسبت به انجمن مانند قبل نباشد و احساسی را که به انجمن به عنوان یکی از گروه های آزاد و به طور مطلق وابسته به طیف دانشجو داشتند را از دست بدهند. این شد که آن انجمن با آن همه طرفدار و محبوبیت محدود شود به چند نفر از اعضای شورای مرکزی و پدران معنوی. و در برهه ای از زمان هم رو به فعالیت های محافظه کارانه نسبت به مسئولین دانشگاه آوردند که این امر مقارن بود با فعالیت های تقریباً گسترده ی سیاسی که کاری به مسئولین دانشگاه نداشت و این کار باعث شد که نظر خیلی از دانش جوها نسبت به انجمن اسلامی به عنوان یک تشکل مستقل تغییر کند. این جریانات باعث شد تعداد کمی برای انتخابات کاندیدا شوند و انتخاباتی آرام و بی دردرسر برگزار شود. ولی این نکته برایم مبهم ماند که بالاخره شورای مرکزی انجمن اسلامی در تصمیم گیری ها مستقل عمل می کرد یا اینکه پدران معنوی برنامه های این مجموعه را آماده می کردند و به اجرا در می آوردند. در هر حال امیدوارم انجمن جدید با توکل به خدا کارشان را شروع کنند و درب انجمن به روی همه باز باشد و دانشجو ها بدون هیچ احساس بیگانگی با انجمن اسلامی ( بر خلاف دوره های گذشته) با شوق و علاقه وارد این نهاد شوند. اشتباهات گذشته را تکرار نکنند و مثل بقیه ی گروه ها تجارب تلخ بقیه را دوباره تجربه نکنند و سعی کنند مهمترین برنامه اشان را در جهت آگاه سازی دانشجو ها قرار دهند . این اواخر نشریه ی پستو با مدیریت و تلاش های فراوان آقای شاکری به طور منظم چاپ می شد و خوب شروع کرد.البته به نظر من مشکلی که گفتم این جا هم به چشم می خورد و آن صفحه ی اول نشریه بود که به نظر کاملاً انحصاری میرسید و مربوط به گروه خاصی بود.(همان تفکراتی که به انجمن جهت می داد و باعث رکود انجمن شد). انشا الله این نشریه و بقیه ی نشریات دانشگاه با حداکثر قوا شروع به کار کنند. امیدوارم این نوشته ها که فقط افکار شخصی نویسنده را منعکس میکند باعث رنجش دوستان نشود.این ها به نظرم مشکلاتی بود که در بسیج و انجمن وجود داشت و رفع نکردن این نقایص به بدنه ی حرکت آزادی خواهانه ی دانشجویی لطمه وارد می کند.سعی کردم جانب عدالت را رعایت کنم.انشاالله اگر دوستان با حرف هایم موافقند سعی در ایجاد یک جامعه ی آزادی خواه دانشجویی نمونه با پشتوانه ی قوی داشته باشند که تا سالیان دراز و هر سال بهتر و قویتر از گذشته به کارش ادامه دهد. از دوستانم خواهشمندم که نظرات خود را بیان دارند و اگر صحبتی در مورد دیگر نهاد های دانشگاه دارند به ایمیلم ارسال کنند تا دیگران هم استفاده کنند.
خدايا! ... رحمتی کن تا ايمان ، نام و نان برايم نياورد! قوتم بخش تا نانم را ، و حتی نامم را ، در خطر ايمانم افکنم تا از آنانی نباشم که ، پول دين را می گيرند ، و برای دنيا کار می کنند! بلکه از آنانی باشم که ، پول دنيا را می گيرند ، و برای دين کار می کنند! به امید آبادانی و پیروزی کشور عزیزمون ایران اسلامی. تا آخر ایستاده ایم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 3:9 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام یزدان فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور به کدامین گناه؟ میزنید؟ میبرید؟ میدرید؟ میخورید؟ میکشید؟ و فریاد وا اسلام هایتان جهان را پر کرده است. در جامعه ی به اصطلاح آزادی که ساخته اید دانشجویان و نخبگان این سرزمین را به زندان انداخته اید ، شکنجه میکنید ، میزنید و به حساب دفاع از اسلام می گذارید که چه را ثابت کنید؟ قدرت خویش را؟ که اگر این طور است وای بر شما که بزرگان دینمان گفته اند و تاریخ نیز ثابت کرده که سخت در اشتباهید که دنیایی برایتان باقی خواهد ماند پر از شرمساری و سرافکندگی و آخرتی سخت و رعب آور که خواهند گفت:"بچشید آن چه از پیش فرستاده اید.". قرآن مجید با کدام صلاحیت خودتان هم می گیرید ، هم می زنید ، هم محاکمه می کنید ، هم حکم میکنید و هم حکم را اجرا می کنید و چه حکمی؟ اعدام؟ "و هرکس شخصی را به ناحق به قتل برساند مانند این است که همه را کشته است و هرکس شخصی را زنده گرداند مانند این است که همه را زنده کرده است. ". قرآن مجید این اتفاقات نشان چیست؟ چه چیز را می خواهید ثابت کنید؟ هر چه هست عبث است و بیهوده که ما خود می بینیم و می فهمیم و می دانیم. و می دانیم ظلم و جور باقی نخواهد ماند. ما به حرف و عملمان اعتقاد نه ، بلکه ایمان داریم و برایش جان فدا می کنیم ولی شما چه؟ به کوچک ترین اتفاقات شک دارید و از ترس همه ی دارایی هایتان را به ورطه ی نابودی می کشانید. ولی ما تا آخر ایستاده ایم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 0:38 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام آفریننده ی هستی بازداشت دانشجویان برخورد با جوانان برخورد با منتقدین مقابله با بد حجابی ..... .... ... .. . هر روز خبرهای جدیدی می شنویم و صحنه های متاثر کننده و تعجب بر انگیز میبینیم. برخورد با مخالفان تحجر ... .. وقتی سخنان پرزیدنت یادمان می آید........ گرانی ها فراموشی منش مولا علی (ع) اسلامی که در حال فراموش شدن است یزیدیانی که آب را بر فرزندان حسین (ع) بسته اند و سراب را در شهر شیشه ای شان نمایش می دهند. نمی توان همه ی این ها را دید و ساکت نشست.نمی توان ظلم را دید و ساکت نشست که در منش شیعیان مبارزه با ظلم نهادینه است. به نام آفریننده ی هستی تا آخر ایستاده ایم!! مادران این مرز و بوم شیرانی تربیت کرده اند که در مقابل آنان کفتارهای پیر چاره ای به جز تسلیم ندارند. مادر من هم از نسل تو ام.در مقابل ظلم می ایستم و جانم را در راه دین و میهنم فدا خواهم کرد. برادر رفتی برای مقابله با حرامیان صدام نشان. خونت راه را به ما نشان داده است. ولی امروز به نام دین ظلم می کنند.پس وای بر آنان و درود بر تو و مبارزان راه آزادی. حسین جان امروز کوفیان از پشت خنجر نمی زنند.شمشیر هایشان را از رو بسته اند و به نام شما علم بلند می کنند ولی اجازه نخواهیم داد. تا آخر ایستاده ایم!! انجمن اسلامی دانشگاه را بستند. محیط دانشگاه را رعب آور می خواهند. دانشجوی آزاد نمی خواهند.می خواهند قانون نا نوشته شان را با منطق نامعلومی به اجرا در آورند. سال آینده را فقط خدا می تواند به خیر بگذراند. گروه های دانشجویی فرمایشی خواهند ساخت. شورایی انتسابی متشکل از دانشجویان منتخب مسئولین دانشگاه که احتمال دارد به جای شورای صنفی فعالیت کند. ولی دانشجو بیدار است و سکوت سرلوحه ی کارش قرار نگرفته است تا آخر ایستاده ایم. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 0:4 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام او
میلاد مولا علی(ع) مبارک. مطالب و اطلاعاتتون رو برام بفرستین.تا همه آگاه بشن. پست الکترونیک:shin1386@gmail.com برای آزادی کشور زیبامون تا آخر ایستاده ایم. لطفا به این وبلاگ لینک دهید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 23:11 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 23:52 توسط شین
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد ایران ایران اسلامی اینجا سرزمین بزرگان است. اینجا سرزمین مبارزان است. تا آخر ایستاده ایم. احتمالا به زودی این وبلاگ فیلتر می شود ولی حتی اگر هیزم شکنان به تبر به تنه ی درخت مبارزه بزنند باز جوانه خواهیم زد. تا آزادی کامل وطن ایستاده ایم. زنده و جاوید باد ایران اسلامی. از شاهرود می نویسیم.از دانشگاه صنعتی شاهرود.از همینجا شروع کردیم .ادامه خواهیم داد. دانشگاه را مرده میخواهند. نمی خواهند جوانه بزنیم.می خواهند در فضایی پر از اختناق و رعب حکومت کنند.بر صندلی های قدرت تکیه زده اند و هر کاری برای حفظ آن انجام می دهند ، ولی فراموش کرده اند که دنیایی که در آن زندگی می کنند فانی است و پس از آن سرای ابدی در کار است . بسته به شرایط رنگ عوض می کنند و از اربابان خویش دستور می گیرند. دکتر مرادزاده میگویند رییس دانشگاه است ، قبلاً سرپرست بود و خوش خدمتی هایش باعث ارتقای ایشان به مقام ریاست گردید. می گویند از خود اراده ندارد و مرتضی محمدیون همه کاره است.رییس خوبی است ولی نه برای دانشجویان بلکه برای اربابان خویش . از وقتی به او دستوراتی مبنی بر فشار بر دانشجویان داده اند شاید توانسته باشد فضایی مه آلود برای دانشجویان بسازد ولی روزگار به تندی سپری می شود و در آینده احتمالا پشیمانی را هر روز در چهره اش خواهند دید. انشاالله به زودی متوجه اشتباهش بشود و کسی پشیمانی را در چهره ی ایشان نبیند.انشاالله مرتضی محمدیون معون دانشجویی و نفر اول دانشگاه است.از وقتی لباس سپاه را به تن کرده دیگیر برای این لباس چیزی باقی نمانده است.مستبد است و خشونت سر مشق وی در برخورد با دانشجویان.در شهر آدم سرشناسی است.اولین بار زمانی او را درک کردیم که شب همان روز پسری با چاقو وارد خوابگاه شده بود و صبح در اعتراض به این مسئله جلوی سردر تجمع کرده بودیم.پس از شنیدن سخنان ما جناب محمدیون فرمودند شما خیالاتی گشته اید و توهم بوده است و به جای حل مشکل گناه را بر گردن ما انداختند و نزدیک بود همان روز چند نفر از بچه ها را کمیته انظباطی کنند. می گویند سا ل آینده دیگر نیست و برای ادامه تحصیل به مالزی خواهد رفت. اندام می آید. واعظیان: ترسوست ولی در مقابل دانشجویان مخصوصاًفعالین ،دختر ها و کسانی که از آنها میترسد ادای قدرتمندان را در می آورد.بعضی کارهایش بد نیست ود در بعضی جاها کارهایی انجام می دهد. به کمک محمدیون انجمن اسلامی و شورای صنفی را تعطیل کردند. مدیر امور دانشجویی است . امسال در حوزه ی وی ستم بزرگی به دانشجویان کردند.وقتی وام پانصد هزار تومانی دادند. در قرعه کشی که انجام شد! معاون مالی که قبلاً معاون پژوهشی بود هم به واسطه ی بله قربان گویی هنوزپست خویش را حفظ کرده است. الماسی مسئول نهاد است.خود رای است و همه چیز را خودش تفسیر می کند.تا حالا کار های زیادی کرده است. شمشیرش را از رو بسته است.بر طبق ظواهر امر امسال قوایش را کاملاً آماده کرده است و سال دیگر باید منتظر فعالیت های وی برای برنامه هایی شدید و برخورد هایی با دانشجویان مخصوصا بچه های مخالف وی باشیم.حتی بچه های بسیج و کانون قرآن هم وی را نمی پسندند.در کل چهره ی محبوبی نیست. صادقی معون مدیر کل آموزش است.فکر کنم بیش از 90% از دانشجویان از او متنفرند. بد اخلاق است و فکر می کند دانشگاه جزء نهاد های نظامی است و دانشجویان سریاز های آن جا. دبیر کمیته ی انظباطی است و هر کس به رفتار وی اعتراض کند تهدید به کمیته ی انظباطی می شود. شنیده ایم که قبلا کارمند اداره ی اطلاعات بوده است و از آنجا اخراج شده است. باجناق محمدیون است و پشتیبانی می شود.رئیس هم قدرت بر کناری وی را ندارد. فقط خدا می تواند او را از این پست بردارد. چند کارمند خوب هم در دانشگاه فعالیت می کنند که بچه ها کم وبیش آن ها را دوست دارند.یکی آقای رضا رزازان و دیگری آقای حسین نیا. وضعیت آموزشی دانشگاه و سطح علمی آن هر سال ضعیف تر می شود.استادان خوب می روند ولی مسئولان در فکر برگزاری مسابقات ورزشی هستند. بجای ساخت دانشکده و خوابگاه دارند زورخانه می سازند.چند وقت پیش یکی از نشریه های دانشگاه نوشته بود دانشگاه ورزشی شاهرود.امسال در مسابقات فوتسال دانشگاه های کشور دوم شدند ولی در لیستی که صد دانشگاه برتر خاورمیانه از نظر سطح علمی معرفی شده بودند حتی اسمی هم از دانشگاه ما نبود.حتی دانشگاه آزاد گرمسار هم بود. بچه ها فریاد بزنید ولی عاقلانه. با قلم خویش به مبارزه ادامه دهید. نگذارید هر کاری که می خواهند بکنند و جو اختناق دانشگاه را بگیرد. سال آینده مراقب بسیج باشید.فعالیت های گسترده ای را پس از یک دوره تجدید قوا آماده دارند. انشاالله ادامه خواهیم داد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 0:23 توسط شین
|
|
||